Balatarin

Pages

۱۳۹۰ آبان ۲۹, یکشنبه

نامه ی دکتر مهدی خزعلی به خامنه ای


مهدی خزعلی محقق، پزشک و وبلاگ نویس منتقد در نامه ای خطاب به رهبری با اشاره به شهید رجایی و جلسه هایی که برگزار می کرد تا نقد شود و هر کس می خواد بر وی خرده بگیرد، پیشنهاد کرد: یک معاونت “نِق” یا “نقد” تشکیل دهید، نقادی بی پروا و جسور بر آن بگمارید که مخالف شما باشد، به او اجازه دهید تا بدون رعایت آداب و بدون لکنت کلام، نقد های جامعه را برایتان بگوید.

این فعال سیاسی همچنین تذکر داده: می دانم، کسی زیر بار این مسئولیت نمی رود، شاید خیلی زود، زبان سرخ سر سبزش را به باد دهد، اینجانب آماده ام تا بدون تعظیم و تکریم و کرنش، بدون خضوع و خشوع و رکوع و سجود، بدون عظمی و معظم، نق و نقدهای جامعه را جمع کنم و هفته ای یکبار با زبانی تند و تیز و برنده به عرض برسانم.

مهدی خزعلی که چند ماه پیش مدتی را به خاطر نوشته های انتقادیش در انفرادی و ۳۵۰ بوده است در پایان گفته است: حال مختارید پاسخ مرا حضوری دهید یا برای پنجمین بار راهی سلول انفرادی ام نمایید.

رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران

باسلام؛ سال هاست می خواهم خطی بنویسم، شرایط مهیا نبود، اطراف شما را مداحان و ثناگویان و متملقان گرفته اند، چاپلوسی و دستبوسی و پابوسی بیداد می کند، یکی چفیه را به تبرک می برد، دیگری به عبای شما تبرک می جوید، جمعی بوسه بر جایگاه شما می زنند و جماعتی قدمگاه شما را مسح می کنند، تمسک به کلام شما ناسخ آیه و روایت است، غالیان شما را بالاتر از خدا می دانند، در این هیاهوی بازار آهنگران، که عمود خیمه را در کوره مدح و ثنا نهاده و هریک با تملق و چاپلوسی پتکی بر آن می کوبند، چه جای سخن نقاد است؟ این ها آنقدر می زنند تا عمود نازک و نازکتر شود، من می خواهم با نقد و نقادی عمود خیمه را چون پولاد آب دیده کنم! می خواهم با کلام تند و تیز نقاد آشنایتان سازم.

می گویند شهید رجایی مجلس “نِق” برپا می کرد تا در آن مجلس هر که می خواهد نق بزند و بر او خرده بگیرد، توصیه می کنم یک معاونت “نِق” یا “نقد” تشکیل دهید، نقادی بی پروا و جسور بر آن بگمارید که مخالف شما باشد، به او اجازه دهید تا بدون رعایت آداب و بدون لکنت کلام، نقد های جامعه را برایتان بگوید.

می دانم، کسی زیر بار این مسئولیت نمی رود، شاید خیلی زود، زبان سرخ سر سبزش را به باد دهد، اینجانب آماده ام تا بدون تعظیم و تکریم و کرنش، بدون خضوع و خشوع و رکوع و سجود، بدون عظمی و معظم، نق و نقدهای جامعه را جمع کنم و هفته ای یکبار با زبانی تند و تیز و برنده به عرض برسانم.

باور بفرمایید همه چاپلوسان و متملقان درگاه، از سخن تلخ و نقد در محضرتان هراس دارند، یکی از رؤسای قوا حرف دلش را به هاشمی می زد تا با شما در میان بگذارد، وقتی هاشمی به او می گوید: “چرا خودت نمی گویی؟  جواب می دهد: “ما نمی توانیم سخن مخالف بر زبان آوریم، از ما تحمل نمی کنند!”

من پست و مقامی ندارم که نگرانش باشم، کیسه ای ندوخته ام که از پاره شدنش بهراسم، پس این فرصت را غنیمت بشمارید، بگذارید این نقاد هفته ای یکبار -به شیوه ای دیگر- دردهای جامعه را برایتان بازگو کند. حال مختارید پاسخ مرا حضوری دهید یا برای پنجمین بار راهی سلول انفرادی ام نمایید.

والسلام

حسبنا الله و نعم الوکیل

دکتر مهدی خزعلی

۱۳۹۰/۸/۲۷

۱۳۹۰ آبان ۲۸, شنبه

نامه یازدهم محمد نوری زاد به رهبری(+هفت پرسش از سید محمد خاتمی)



“به نام خدایی که می پرسد”

هفت پرسش از سید محمد خاتمی

سلام به محضر رهبرگرامی حضرت آیت الله خامنه ای

می دانم به موسیقی علاقه مندید. پس، از اطرافیانتان بخواهید همزمان با مطالعه ی این نامه، مثنوی “آتش در نیستان” با صدای آسمانی استاد شهرام ناظری را برای شما پخش کنند. این مثنوی، به رازهای پنهانِ این روزهای ما و شما اشاره دارد. با شنودن این تصنیف استغنایی، به سخن ما و خواسته های ما و دردهای ما نزدیک تر خواهید شد. و به راز این که چرا آتش بجان نی ها می افتد و خشک و ترشان را می سوزاند و به خاکسترشان بَدَل می کند واقف تر خواهید شد: یک شب آتش در نیستانی فُتاد/ سوخت چون شمعی که برجانی فتاد…… 

واما آغاز سخن:

مسئول، یعنی کسی که مسئولیت کاری را پذیرفته است و بابت آن نیز مورد سئوال واقع می شود. شما اما بیست و سه سال است که درهیچ نشست خبری شرکت نجسته اید و با اعتنا به مسئولیت ها و اختیارات فروانی که مردم و قانون و خدا به جناب شما تفویض کرده اند، به هیچیک از پرسش های صریح ایرانیان و خارجیان پاسخ نگفته اید. وحال آنکه جامِ جامعه ی ما لبریز از پرسش های بی واهمه ای است که هریک تیزی برنده ای با خود دارند و بی اعتنا به سکوت ما و شما به ایجاد جراحت در روانِ مردم ما مشغولند.

مجلس خبرگان رهبری نیز که یک اجتماع بی خاصیت بوده است، هرگز به سمت و سوی سئوال از رهبری روی نبرده و نمی خواهد برای یکبارهم که شده، به خدا و قرآن که نه، به مردم ایران و جهان نشان بدهد: دریک نظام اسلامی می شود از صغیر و کبیرِ مسئولان پرسش نمود. وپیش از صغیرو کبیر مسئولان، از شخص رهبر!

نمی دانم اخیراً به سخنانِ تبسم برانگیزِ رییس قوه ی قضاییه آیا توجه فرموده اید یا نه؟ برادرِ ایشان در مقام ریاست مجلس به کنایه از ” لات بازی های سیاسی ” رییس جمهورگفت، و خود ایشان برای رییس جمهور خط و نشان کشید و فرمود: زبان درکام بکشید وگرنه پرونده هایتان را برای مردم شریفمان باز خواهم گفت!؟

من شخصا درتحلیل این سخن، بیش از آنکه حتی کنجکاو آن پرونده های کذایی باشم – که لابد برای دفنِ در تاریخ کنارشان گذارده اند – معطوفِ این واژه ی ” مردمِ شریف” ی هستم که همگان از حساب بانکیِ آن سود می برند اما در این میان یکی صدا در نمی دهد: ای بزرگان قوم، این جنازه، مدت هاست بو گرفته، دفنش کنید!

ظاهراً مُشت این جنازه ی شریف، هنوز که هنوز است کارایی دارد. طوری که خود حضرت شما نیز در اشاره به شلتاق آمریکا و اسراییل، به ضربتِ محکمِ آن اشاره فرمودید.

رییس جمهور نامتعادل ما نیز آنجا که خبراز افشای اسناد خود می پراکنَد، باز به سراغ “مردم شریف” می رود و براین جنازه ی بو گرفته چوب می زند.

این “مردم شریف”، که هرکس به تناسب حال، حالی از او بازمی ستاند، سال هاست که کارآیی و استخوان بندی شخصیتی اش را از دست داده و تنها نقش وخاصیتش در نمایشی که ما از ایران و ایرانی به صحنه آورده ایم، سیاهی لشگری است که شهامت یک “چرا” ی ساده را نیز از او واستانده ایم.

قبول می فرمایید اگر این مردم شریف را ارج و بهایی بود، اعتراض ها و پرسش هایشان به هیچ گرفته نمی شد و بُغض شان نیز به چوب و چماق قوای تحت امر شما سپرده نمی شد. من راز بی اعتنایی به این مردم شریف را، وتیرگیِ مستمرِسرنوشت آنان را در سیاهیِ” نفت ” می بینم. آری، بزرگانی که دستشان به پولِ نفتِ این مردم گشوده است و بی اجازه ی آنان هرچقدر که بخواهند برمی دارند، احتیاجی به خود مردم ندارند. علت این که در این سرزمین فلک زده، افکار عمومی به هیچ گرفته می شود، هیچ نیست الا همین دست هایی که بی اجازه ی مردم در جیب مردم فرومی رود.

رهبرگرامی،

درغیابِ شما که پاسخگوی پرسش های فراوان و سرگردانِ این مردم شریف نیستید، چندی پیش من خود دست به کار شدم و نوشته ای برای جناب آقای سید محمد خاتمی فرستادم ودر آن هفت پرسش از هزار پرسش سرگردان جامعه را پیش روی وی نشاندم.

دلیل این که چرا از میان همگانِ این سرزمین، من جناب ایشان را مخاطب پرسش های خود قرارداده ام، به افق های مطلوبی بازمی گردد که وی به ترسیم آنها توفیق یافته است. چرانگویم که ما آمیختگیِ ادب و سیاست و انصاف و درستی و روحانیت را به جناب ایشان مدیونیم؟ …..شعله تا سرگرم کارِخویش شد، هرنِی یی شمع مزار خویش شد…..

خلاصه زمان گذشت و چشم انتظاریِ من برای دریافت پاسخ از آقای خاتمی بجایی نرسید. به دیدارشان رفتم. محکم در آمد که: آقای نوری زاد، من به سئوال های شما جواب نمی دهم. پرسیدم چرا؟ گفت: من نمی خواهم داخل قضایایی شوم که تبعاتی داشته باشد. مثلا بحث نظری فقه وحاکمیت فقیهان، که یکی از پرسش های شما بدان مربوط است، مرا به حوزه ی حساس صنف روحانیان داخل می کند. دراین حوزه تا دلت بخواهد اختلاف است و انشقاق.

نخواستم بگویم: شما اگر پاسخ ندهید، این پرسش ها در میان مردم هستند وبه حیات خود ادامه می دهند، اما گفتم: شما چه بخواهید و چه نخواهید، در میان مردم پرسش های تند تری دهان به دهان می شود وپاسخ نگفتن بدانها، بساطِ برقراری ما را برخواهد چید و ما را به گودال انزوا و فروپاشی درخواهد انداخت. این را قبول کرد. که: بله، پرسش های تند تری در میان مردم رواج دارد و پاسخ نگفتن به آنها کار عاقلانه ای نیست!

وقتی از محضرجناب خاتمی بیرون می آمدم، زنجیرِ سنگینِ فحش های رکیک آقای شریعتمداری کیهان را دیدم که برپای اراده ی وی قفل بسته است. همان فحش هایی که آقای شریعتمداری – بزعم خود – به نیابت از جناب شما برسراین مرد بزرگ باریده ومی بارد. به این قفل کیهانی، نگرانی از میکروفن ها و دوربین های مخفیِ حتی داخل دستشویی های ساختمان ایشان را، و نیزهراس از چشم های مراقب مامورانی که سپاه و اطلاعات به اسم محافظ به ایشان تحکم فرموده اند اضافه فرمایید.

رهبرگرامی،

انتشار این پرسش ها نه از آن روی است که پاسخ نگفتنِ آقای خاتمی را به ضعف و هراس او تعبیرکنم. بل از این روی که همه ی ما و به ویژه جناب شما بدانیم در هریک از این پرسش ها حنجره ها و پتانسیل هایی نعره می کشند که اگر صدایشان را نشنویم، تیزی همان پرسش های بی پاسخ، حیات و بقای ما را نشانه خواهد رفت.

اما آیا مثلا ” فقه “ی که من دراین پرسش ها بدان اشاره کرده ام، یک بحث نظری است؟ یا مبحثی دقیقاً حقوقی – اجتماعی؟ همان مبحثی که ما امروزه به آفت های هزار باره ی آن مبتلا شده ایم و راه گریزی نیز از آسیب های جاریِ آن نمی یابیم. از محضر جناب شما تقاضا دارم اگر مقدورتان بود و شما را حوصله ای برای پاسخگویی به پرسش های بی جواب مردم، دست به قلم ببرید و به برخی از این پرسش ها پاسخ بگویید.

من عین همان نوشته ای را که برای آقای خاتمی ارسال کرده ام، برای حضرتعالی نیزمنتشر می کنم. این هفت پرسش، تنها سایه ای از پرسش های توفانیِ این روزهای سرزمین ماست:

سلام جناب خاتمی

پرسش های هفتگانه ی من، شمارگان مختصری از پرسش های بسیار و سرگردان جامعه ی مفلوک ما است. من به چشم خود دیده ام جماعت سرخورده ای را که به هزار امید به دیدار شما می شتابند و همان سرخوردگی ها را به تعارف با شما در میان می گذارند و درهوای متانت شما نفسی تازه می کنند و به جای نخستِ فلک زدگیِ خویش باز می روند. آن سوتر از این گفتاگفت های تکراری و تمام نشدنی، سینه های سرخ مردمی است که با همان هزار امید رو به شما می نشینند و به شعارها و به صحبت های متداول شما گوشِ دل می سپرند و درتب و تاب یک گویش بی ملاحظه درخود مچاله می شوند. من از باب رهایی از شرمی که بی دلیل از همه ی ما آویخته، نه همه ی آن پرسش ها را، که معدودی از آنها را با خود شما در میان می گذارم تا مگر پاسخ های صریح و شفاف شما، راه را برای عبوراز سایر پرسش ها وا کند. اگر در چند وچون پرسش های من، صراحت، به جای نرمش و ملایمت نشسته است، پیشاپیش از شما پوزش می طلبم. گرچه خود می دانم در شنودنِ عربده های وقیحِ بسیجی نماها، و ناسزاهای کیهانیِ این چند سال اخیر، مهارت یافته اید.

یک :

شما در غیاب مهندس میرحسین موسوی، شخصیت شماره ی یک جریانی هستید که خواهان مطالبات خاصی است. جریانی که ظاهرا آزادی را با همه ی ظرافت های آن، و قانون را با همه محکمات آن، و انصاف و داد را با همه ی آغوش گشوده اش می خواسته و می خواهد. پرسش این که : شما مگربه دنبال چه بودید که تحمل نشدید؟ واکنون با اعتنا به پیشامدهای این دوسال اخیر، به دنبال چه هستید؟ قرار بود شما با روی کار آمدن چه بکنید که حاکمیت خود را در معرض فروپاشی دید و دست به کارهایی زد که تلخی آن باهزارمن عسل، ولکه های تباهیِ آن با هزارجراحی زدوده نخواهد شد؟

دو: 

حاکمیت در این دوسال، کمترین توجهی به شخصِ شما وخواست های هرازگاهِ شما نکرده است. بلکه بالعکس، تا توانسته، پای شما را و سایرینی را که با شمایند، به ریسمان بیگانگان بسته و عده ای را که منتسب به شمایند، دستگیر و زندانی کرده است. آیا اگردرآینده نیز توجهی به خواست های شما نشود و راه برای هرگونه سربرآوردنِ شمایان بسته گردد، سربه کجا خواهید کوفت؟ واساسا چه خواهید کرد؟

سه :

مشکلات جاری کشور، تنها نه از آن روی است که رییس جمهورها و دولت های ما قابلیت اداره ی کشور را، و اهلیت برطرف سازی موانع پیش روی را نداشته و ندارند، و نه به این دلیل که مجلسیان ما به مذلت اطاعت بی چون وچرا در افتاده اند و شآنِ نمایندگی خود را با بُزدلی های مشمئز کننده ی خویش به حقارتی تاریخی دچارساخته اند، و نه به این خاطر که دستگاه قضایی ما مته به مغزعدالت و انصاف فرو می بَرَد و پوست از تن آداب داد گستری می دَرَد، بل به این دلیل که بر این مُلک، تفکرِ ناشی از فقاهتِ فربه، وفقاهتِ میان تهیِ منفک از درد و داغ مردم حاکم است. فقاهتی که با همه ی پویایی و عرض و طول و دارایی اش، از درک واقعیت ها وحساسیت های داخلی و بین المللی عاجز است و برای بسیاری از مختصات جامعه، طرح وبرنامه و جایگزینی ندارد و ناگزیر روی به بایدها و نبایدها و حلال است و حرام است های منجمد تاریخی می برد و راه تنفس نسل ها را برمی بندد.

با اعتنا به این مهم، خود شما با همان لباسی که برتن دارید و بسیار نیز برازنده ی جناب شماست، درهمین گردونه ی حجة الاسلامی صاحب وجاهت اید. با فرض این محال که همه ی اختیارات کشور را دو دستی تقدیم شما کنند و دست شما را برای هر تغییر و اصلاحِ دلخواه وا بگذارند، با این بن بست های پشتاپشتِ فقاهتی چه خواهید کرد؟ مگر یک حجة الاسلام می تواند آن سوتر از دایره ی فقهی که می خواهد با بلندگوی “حلال است و حرام است” با مردمان متعجب دنیا دیالوگ برقرار کند، به حیثیات حتمیِ بشری بیاندیشد؟ یک نگاهی به فاصله ی نجومی میان این سال های کشور بختک زده ی ما با دیگرانی چون کره ی جنوبی ومالزی و همین امارات و ترکیه ی همجوارمان بیندازید!

ما از فقه بخاطر قرن ها کارآیی اش در آراستگیِ فکریِ پدران و مادرانمان تشکرمی کنیم. اکنون آیا وقت آن نرسیده است که فقاهت، برای نفس کشیدن و زنده ماندن، پنجره ها و دروازه های تازه ای را به روی خود بگشاید و از همزیستی با سایر نحله های فکری و اجتماعی نهراسد؟

چهار: 

برای برون رفت از مخمصه هایی که گرفتار آنیم، پیشنهاد داده اید که دو سوی ماجراهای اخیر، چه حاکمیت، وچه آنانی که به هرشکل آسیب دیده اند، از حق خود گذشت کنند و مطالبات خود را نادیده بگیرند تا دعوایی اگر هست خاتمه پذیرد. یعنی حاکمیت، زندانیان حادثه های اخیر را آزاد سازد و از دستگیری وزندانی کردن خاطیان – به گمانِ خود – گذشت کند، و آسیب دیدگان نیز خون فرزندان وماهها حبسِ بی دلیلِ عزیزانشان را نادیده بگیرند. پرسش من با عملی شدن این آرزوی سطحی ، شکل می گیرد. این که : روز بعد ازاین گذشت دوجانبه، آیا چگونه خواهد بود؟ اگر یک جوانِ باز آمده از زندان، مجددا ازدزدی های جاری شخص رییس دولت و معاون اولش بگوید و بنویسد و دردانشگاهِ خود همین ها را برملا کند، باز آیا گرفتار داغ ودرفش خواهد شد یا نه؟

بعد از این گذشت دوجانبه آیا دستگاه قضایی، به چهره ی انصاف و عدل خواهد نگریست یا همچنان لباس مضحکه برتن عدالت خواهد پوشاند؟ یا نمایندگان مجلس به یاد عهدی که با مردم و خدای خویش بسته اند خواهند افتاد و ازهیچ کس فرمان نخواهند پذیرفت و از احدالناسی نیز نخواهند هراسید؟ آیا آقایان جنتی وخاتمی و علم الهدی، با فهم، و با لبخند آشتی خواهند کرد؟ آیا سپاه، ازلقمه های چرب وشیرینی که بلعیده و می بلعد دست خواهد شست؟ آیا مراجع و امامان جمعه و روحانیانِ دخالت گر، برای نخستین بارهم که شده مسئولیت دخالت های ویرانگرخود را خواهند پذیرفت؟ آیا منصب های کلیدی کشور از چنگ بی عرضه ها و پوک مغزان به در خواهد رفت؟ آیا کسی برای مردم و خواست ها و افکارشان تره خُرد خواهد کرد و مثلا به مردم گزارش خواهد داد که چه مقدار از پولشان صرف بقای بشاراسد قاتل گردیده و می گردد؟

پنج :

شما دراعتراض به حبس آقایان موسوی و کروبی وهمسرانشان، هراز گاه به پراندن یکی دوشعاربدون پشتوانه بسنده کرده اید. آنان داخل زندان اند و شما درزندانی دیگر. بیرون مانده اید که چه؟ بیایید و درخواست کنید تا شما را به جایگاه والای حبس داخل کنند تا سهم شما در این معرکه ی تلخکامی، طعمی از ” درکنار مردم بودن” باشد. منظور من از این مردم، حداقل بیست میلیون نفری است که خود و خانواده هایشان به رویه های جاری حاکمیت “نه” گفته اند و شخصیتشان به دمِ دستی ترین وجه ممکن چوب خورده و تحقیر شده است.

پرسش پنجم من این است :چرا شما در زندان نیستید؟ ظاهراَ با آن همه نسبت جاسوسی و براندازی و فحش های وقیح کیهانی، شما برای زندانی شدن اولویت داشته اید. حاکمیت، درشما چه دیده که بیرون ماندن شما را به صلاح خود دانسته است؟ بیرون مانده اید تا این بیست میلیون نفر سرگشته را رهبری کنید؟ تا جنبش سبز که نه، تا اصلاحات مالوفِ تان بدون سرنباشد؟ تا برای برآمدن و برکرسی نشستن خود و دوستانتان، مردم را به صحنه آورید؟ آیا مواضع نرم شما به این خاطر نیست که در بیرون بمانید و به گمان خود این آشفتگی ها را سامان دهید؟ آیا کشتن جوانان مردم و ضرب و شتم وحشیانه ی مردم ودستگیری ها و حبس های توام با شکنجه و تهدید و رعب و وحشت، شما را به وادی ترس درنیانداخته است؟ تاهمان گونه بگویید و موضع بگیرید که حاکمیت خواهان آن است؟

شش : 

انتخابات در پیش است. حاکمیت احتمالا برای تنها نماندن خود، به شما بها خواهد داد. واحتمالا بسیاری از زندانیان سیاسی را آزاد خواهد کرد. واحتمالا وعده های خنده دارخواهد داد. واحتمالا تنگناهای عهد قجریِ خود را از اطراف آقایان موسوی وکروبی و همسرانشان برخواهد چید. تا مگر مردمان قهرکرده را بار دیگر برسرسفره ی نظامی که سرتاسر قامتش به آلودگی های رنگارنگ مزین شده، ترغیب کند.

شما نیز احتمالاً بارواج همین وعده های خنده دار- همانها که جزیی از کلِ خواسته های مردم است – به صحنه ی انتخابات بازخواهید رفت. و مردم را برای حضوری دوباره به صحنه دعوت خواهید فرمود. پرسش من این است: چه تضمینی برای صحت انتخاباتی که برسر خود کارآزمودگانی چون شیخ احمد جنتی دارد؟ اگر دوستان شما به مجلس راه یافتند، درآن مجلسِ گِل گرفته، قراراست برکدام حقوق متلاشی شده ی مردم اصرار ورزند؟ مثلا دوستان شما در مجلس، این توانایی و این بضاعت را دارند که سپاه را از اسکله های قاچاق و هزار هزار فرصتی که فروبلعیده، به پادگانها باز بَرَند؟

هفت : 

حاکمیت ما برای بقای بشار اسد قاتل، هزینه ی فراوانی متحمل شده است. از این پس نیز متحمل خواهد شد. به چین و روسیه، پول و وعده و امتیازات هنگفتی خواهد پرداخت تا مگردرشورای امنیت سازمان ملل، هوای رژیم رفتنی بشار اسد را داشته باشند. داستان حمایت بی دریغ ما از بشار اسد، کاملا به قمار انرژی هسته ای خودمان شبیه است. قماری که از جیب ما میلیاردها دلار بدر بُرد و برای ما جز تحقیر و ورشکستگی هیچ نگذاشت.

عجبا که این روزها رییس جمهور نامتعادل ما و قلچماقانِ شعارگوی هسته ای ما، سکوت اختیارکرده اند و دیگراز حقوق مضمحل شده ی هسته ای ما سخن نمی گویند و مردم عوام ما را به تکرار شعارهای طنز خود تحریک نمی کنند.

ما به همین خاطر، و به دلیل بی کفایتی های مستمر مسئولانمان، به آغوش تحریم های بین المللی درافتاده ایم. تحریم هایی که ما با سماجتی به بزرگی بلاهت، از آنان عبور می کنیم و مثل یک جاهل کتک خورده، به صورت کبود خود اشاره می کنیم و به همه می گوییم : “چنان محکم با صورتم به مشتش کوفتم که صورت خودم کبود شد”. این تحریم ها، سرمایه های این مردم بختک زده را به تاراج می برند و روز به روز ما را به تنگناهای بین المللی در می اندازند. پرسش پایانی من این است : به فرض، شما رییس جمهور، شما رییس مجلس، شما همه ی مجلس، با داستان بشار اسد و لبنان و حزب الله و اسراییل و داستان انرژی هسته ای وتحریم ها چه می کنید؟

با امتنان و سپاس :محمد نوری زاد پانزدهم شهریور سال نود

رهبرگرامی

این هفت پرسش، گرچه روی سخن با جناب خاتمی دارند اما مصرانه از ما و شما نیز پاسخ می طلبند. مباد از این روی که: ” وقتی خود مردم برای ما، جز بوقت رآی دادن و جز برای دمِ توپ صاحب شآن ومنزلتی نیستند، ما را چه به پرسش هایشان؟ “، همچنان شنودنِ ابهام ها و پرسش ها و خواست هایشان را به هیچ بگیریم؟

شما را به خدایی که بدو ایمان دارید، به ما بفرمایید: چرا مردمِ ما نباید این خاصیت و این ارزش و این وجاهت را داشته باشند که از شما بپرسند: چرا؟ اساساً مگردلیلِ برپایی و برقراریِ مجلس خبرگان، همین پرسش از رهبری نبوده ونیست؟ اگربله، پس با اعتنا به کدامین آموزه ی انسانی و شیعی وقانونی، تا کنون یک نماینده، یک بار، آری یک بار، شهامت این را نیافته است که از شما بابت این همه مسئولیتی که به عهده دارید، یک ” چرا ” ی مختصر بپرسد؟

از همان سنین جوانی برزبانِ ما و شما نشانده اند: “پیش از آنکه به حساب شما رسیدگی کنند، خود به حسابِ خودتان رسیدگی کنید”. ستونِ محوریِ این سخن، بر”حقّ الناس” استوار است. یعنی آهای مردم، بگردید و هرکجا رشته ای ازحقوق تباه شده یافتید که یک سرش خود شمایید و سردیگرش دیگران، درهمین فرصت باقی مانده و پیش از ورود به عرصه ی حساب و کتاب، به واکاویِ و اعاده ی این حقوق تباه شده همت کنید. که اگربه طلبکاریِ مردم اعتنا نکنید، عدلِ جاریِ خدا، هم دنیایتان را و هم آخرتتان را برسرتان خواهد کوفت.

من صمیمانه و البته قاطعانه با صدای بلند اعلام می کنم: ” رهبرا، ما حقوق تباه شده بسیار داریم. بیایید و پیش از کوچ به دیاری که چهارستونش برعدلِ حتمیِ خدا بنا شده، به طلبِ ما رسیدگی کنید. که اگر از طلب ها و پرسش های ما رو بگردانید وما را طبق شرع و عرف و قانون همین جمهوری اسلامی راضی و توجیه نکنید، ما مردمان این زمانیِ ایران، وحتماً نسل های آینده ی این سرزمین، وزنِ سنگینِ طلبکاری خود را بر ترازوی سنت های حتمیِ هستی خواهیم نهاد. و شما نیک تر از همه ی ما می دانید که این وزن سنگینی که ما برشانه ی سنت های حتمی هستی می نهیم، با جناب شما چه خواهد کرد!

…..اکنون مثنوی آتش در نیستان، با غریوِ پرسوزِ خواننده ی خوب ما، وخاکستری که از نی های پرادعا ومیان تهی بجای مانده، پایان یافته است. درشیراز از اتومبیلِ خود پیاده می شوم و به دیدار مردی می روم که یکی از چند منبر زنده ی این کشور پهناور متعلق به اوست. جناب آیت الله سید علی محمد دستغیب. سپاهیان و بسیجیان و طلاب کفن پوشی که به پای تمامی منبرها و تریبون ها قفل بسته اند، خانه ی این پیرمرد را به سنگ بستند تا مگر این منبر زنده را نیز به جمع هزار هزار منبر افسرده و مرده وخاک برسرِ کشورمان بیفزایند. هنوزآثار سیاهیِ آتش و رنگ و ننگ در اطراف ساختمان محقر او هویداست. پیش می روم و برگونه های آزادگیِ او بوسه می زنم. و از وی بخاطر این که برای روفتنِ تاریکی، خود را به اشتعال انداخته و این تنها چراغ انسانی و ایمانی را دراین سوی سرزمینمان روشن نگاه داشته تشکر می کنم.

ساعتی بعد در کنار مزار حضرت حافظ ایستاده ام. به نیت این که پایان کار ما بکجا خواهد انجامید دست به تفآل می برم و دیوان شورانگیز او را می گشایم. شوراین غزل به جانم می دود: درازل پرتو حسنت زتجلی دم زد/ عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد……..تا جایی که می سراید: مدعی خواست که آید به تماشا گه راز/ دست غیب آمد و برسینه ی نامحرم زد. شباهنگام بود که من به راز این سخن حضرت حافظ پی بردم و دانستم او چرا در قرن های دور، واژه ی ” دست غیب “ را در این غزل بی نظیر خود جای داده است.

واما سخن پایانی من، 

نه طبق قوانین کشورهای فهیم دنیا، و نه حتی طبق قوانین کشورهای همجوارما، که طبق قانون جمهوری اسلامی خودمان ایران، شخص رهبر، بلحاظ فردی و حقوقی، هیچ تفاوتی، آری هیچ تفاوتی، آری هیچ تفاوتی، با سایر مردم ندارد. شوربختانه اما آن سوتر از قانونی که در این مُلک به شوخی بَدَل شده، جناب شما بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار، آری بسیار، با سایر مردم ایران تفاوت دارید. و این، اولین حقّ الناسی است که ما ایرانیان از جناب شما طلبکاریم. آیا پیش از آنکه به حسابتان رسیدگی کنند، به حساب خودتان رسیدگی خواهید فرمود؟

بدرود تا جمعه ی آینده

با احترام و ادب: محمد نوری زاد جمعه بیست و هفتم آبان سال نود



۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه

احتمال انفجار در انبار موشکهای شهاب : "کمیته بحران در تهران تشکیل شد"

وقوع یک انفجار مهیب که مناطقی از شهرهای تهران و کرج را به لرزه درآورده در حالی موجب تشویش و دلهره مردم پایتخت ایران و شهرستان کرج شده است که هنوز هیچ منبع معتبری از علت و چگونگی و حتی محل انفجار سخنی به میان نیاورده است و خبرگزاری فارس که از رسانه های نزدیک به سپاه پاسداران محسوب می شود در خبری چند خطی این انفجار را مربوط به یکی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران دانسته است.

به گفته منابع غیر رسمی زاغه مهمات سپاه پاسداران که در منطقه ملارد کرج قرار دارد، انبار تجهیزات تسلیحاتی موشکهای شهاب است.

در آخرین واکنش به این حادثه نماینده مردم شهریار در مجلس از تشکیل کمیته بحران در تهران خبر داده است.

در عین حال یک منبع نزدیک به ندای سبز آزادی اوضاع پادگان پارچین در شرق تهران را غیر عادی و آشفته گزارش کرده است و از تلاش فرماندهان مبنی بر عدم درز اخبار مربوط به این پادگان به بیرون خبر داده.

انفجار در منطقه عظیمیه؟

خبرگزاری مهر دقایقی پیش در این باره نوشت که علاوه بر تهران، در کرج و به ویژه در منطقه عظیمیه نیز صدای انفجار موجب شکسته شدن شیشه ها و وحشت مردم شده است.

این در حالی است که در بازار تهران نیز به مدت ده دقیقه برق قطع شده است.

تمام تهران صدای انفجار را شنید

در عین حال منابع خبری ندای سبز از شنیده شدن صدای انفجار در مناطق مختلفی از تهران از جمله ولنجک، تهران پارس، مجیدیه و حتی شرق تهران خبر داده اند.

این در حالی است که نماینده شهریار از انفجار امروز در پادگان نظامی در روستای «بیدگنه» از توابع شهرستان ملارد در استان البرز خبر داده و گفته است: هنوز برآورد دقیقی از تلفات جانی و خسارتهای مالی این حادثه در دسترس نیست و کمیته بحران برای رسیدگی به علل این حادثه تشکیل شده است.

حسین گروسی با تأیید خبر دو انفجار پی‌درپی در حوالی شهر قدس از توابع شهریار در استان البرز گفته است: شدت دو انفجار به حدی بود که صدای مهیب و لرزش آن شیشه برخی ساختمان‌های در نزدیکی محل حادثه را شکسته و مردم را شهریار و شهر قدس را وحشت‌زده کرده است.

این نماینده مجلس افزوده: انفجار امروز در پادگان نظامی در روستای بیدگنه از توابع شهرستان ملارد در استان البرز اتفاق افتاده است که در آن بخش چشمگیری از زاغه مهمات منفجر شده است.

هنوز برآورد دقیقی از جزئیات حادثه، تلفات جانی و خسارت‌های مالی این حادثه در دسترس نیست، اما نماینده شهریا از تشکیل کمیته بحران برای رسیدگی به علت‌های این حادثه خبر داده است.

بیانیه دو خطی سپاه

در آخرین واکنش به این حادثه خبرگزاری فارس از رسانه های نزدیک به سپاه پاسداران در خبری دوخطی به نقل از روابط عمومی این نهاد نظامی نوشت: « مقارن ظهر امروز انفجاری در یکی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوالی تهران رخ داد. »

درباره بیانیه سپاه این تردید وجود دارد که با توجه به گستردگی و همزمانی و شدت انفجار و با توجه به قرار داشتن زاغه مهمات این نهاد نظامی، احتمال دارد که انفجار مذکور تنها در یک نقطه رخ نداده باشد.

از سوی دیگر اخبار ابتدایی که از این حادثه منتشر می شد، از وقع انفجار دست کم در دو نقطه از تهران و کرج خبر می داد. این اخبار البته به سرعت از صفحه خبرگزاریهای داخل کشور حذف شد.

خبرهای اولیه از این حادثه، از انفجار در مناطق بیدگنه ملارد، پرندک و صفادشت، حکایت داشتند که به سرعت از روی صفحه خبری خبرگزاریها حذف شدند.

اعزام بالگرد

در عین حال مدير روابط عمومی اورژانس تهران از اعزام يك فروند بالگرد و شش دستگاه آمبولانس براي پوشش امدادي حادثه انفجار در پادگاني ميان شهرستان‌هاي ملارد و شهريار خبر داده است.

حسن عباسي در گفتگو با ایسنا با اعلام خبر اعزام يك فروند بالگرد و شش دستگاه آمبولانس براي پوشش امدادي حادثه انفجار در پادگاني گفت: ‌تاكنون گزارش دقيقي از شمار مجروحان و كشته‌هاي احتمالي اين حادثه مخابره نشده است.

حسين درخشان مدير روابط عمومي سازمان امداد و نجات نيز در اين باره به ايسنا گفت: تيم ارزياب سازمان امداد و نجات جمعيت هلال‌احمر به منطقه اعزام شده‌اند و در حال بررسي ميزان خسارت و مجروحان و كشته‌هاي احتمالي اين حادثه هستند.

وي افزود: هنوز گزارش دقيقي از تعداد مجروحان اين حادثه اعلام نشده است .

مدير روابط عمومي سازمان امداد و نجات تهران با بيان اينكه به علت ترافيك موجود در منطقه و مسيرهاي منتهي به اين پادگان امكان كمك‌رساني امدادگران با دشواري روبروست، گفت: امداد هوايي سازمان نيز در حالت آماده‌باش قرار دارد و در صورت نياز بلافاصله بالگردهاي اين سازمان به منطقه اعزام مي‌شوند.‬

اعزام سگهای زنده یاب

در خبری دیگر در همین رابطه مدیر روابط عمومی هلال احمر کشور از اعزام سه تیم سگهای زنده یاب همراه با تجهیزات امدادی به محل انفجار در در پادگان نظامی در روستای «بیدگنه» از توابع شهرستان ملارد در استان البرز خبر داده است.

پویا حاجیان در مورد انفجار زاغه مهماتی در شهر ملارد گفته: پس از وقوع حادثه سه تیم زنده یاب (سگهای زنده یاب) همراه با سه دستگاه آمبولانس و گروههای امدادی به سمت محل حادثه اعزام شدند.

وی افزود: هلال احمر استان البرز و ملارد در آماده باش هستند و بالگردهای امدادی هم برای اعزام مصدومان در شرایط خاص آماده هستند.

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه

بريتانيا: رويارويی بر سر برنامه هسته ای ايران در حال ورود به مرحله خطرناکی است


روسيه در واکنش به گزارش تازه مديرکل آژانس بين المللی انرژی درباره «ابعاد نظامی احتمالی»  برنامه هسته ای ايران  اعلام کرده است که از تشديد تحريم ها عليه ايران حمايت نمی کند و ويليام هيگ، وزير امور خارجه بريتانيا نيز گفته است، رويارويی بر سر نامه هسته ای ايران  در حال ورود به مرحله خطرناکی است.

آژانس بين المللی انرژی اتمی روز سه شنبه هشتم آبان در گزارشی نسبت به ابعاد «نظامی» احتمالی فعاليت های هسته ای ايران به طور جدی ابراز نگرانی کرده و گفته بود که اطلاعات معتبری در اختيار دارد که نشان می دهد ايران احتمالا در ارتباط با توسعه سلاح هسته ای تحقيقاتی انجام داده است.

ويليام هيگ گفته است، بريتانيا پس از انتشار گزارش آژانس درحال بررسی تشديد تحريم ها عليه ايران در بخش های مالی و انرژی است.

وی همچنين تصريح کرده است،گزارش آژانس اظهارات ايران را در خصوص صلح آميز بودن برنامه هسته ايش «به طور کامل بی اعتبار» کرده است.

ويليام هيگ همچنين گفته است: بريتانيا به عنوان يکی از  کشورهای عضو گروه ۱+ ۵که درارتباط با حل مناقشه هسته ای ايران فعاليت می کنند، خواستار حل اين بحران از طريق گفت وگو است، ولی در اين خصوص هيچ گزينه از روی ميز کنار گذاشته نخواهد شد.
  
ويليام هيگ که در پارلمان بريتانيا صحبت می کرد، گفت:«ما در حال ورود به مرحله خطرناکی هستیم. هرچه بيشتر ايران بدون اين که به طور کافی به درخواست های همه ما برای مذاکره توجه کند، به دنبال دستيابی به سلاح هسته ای باشد، خطر برخورد بيشتر خواهد شد.»

ايران گزارش جديد يوکيا آمانو درباره ايران را «غيرمتوازن، غير حرفه‌ای و سياسی» خوانده است و محمود احمدی نژاد، رییس جمهوی اسلامی اعلام کرده است که ایران عقب نشینی نخواهد کرد.

در همین زمینه، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران،  از آمادگی تهران برای «مذاکرات  مفید و سازنده» هسته ای خبر داده است.

ويليام هيگ همچنين نیز گفته است: «بريتانيا برای مذاکرات بيشتر آماده است، ولي تنها در صورتی که ايران برای مذاکرات جدی و بدون پيش شرط آماده باشد.»

وزير امور خارجه بريتانيا اضافه کرده است:«در غير اين صورت، مابايد فشار را زياد کنيم و ما در حال مذاکره با متحدانمان درخصوص اقدامات بيشتر در اين زمينه هستيم.»

ويليام هيگ با اين حال تصريح کرده است:در صورتی که ايران تعهدات خود را انجام ندهد، بریتانیا علاوه بر مذاکره با متحدان خود به صورت يکجانبه  نیز اقداماتی عليه ايران اتخاذ خواهد کرد.

مخالفت روسيه با تحريم های بيشتر عليه ايران

در حالی که فرانسه و بريتانيا از  افزایش تحريم ها عليه ايران خبر داده اند، روسيه با هرگونه اقدامی درراستای تشديد تحريم ها عليه جمهوری اسلامی مخالفت کرده است.

گنادی گاتيلو، معاون وزير امور خارجه روسيه، روزچهارشنبه گفته است:« اعمال تحريم های بيشتر عليه ايران  از منظر جامعه بين المللی به معنای راهی برای تغيير رژيم در تهران  تفسير خواهد شد.»

معاون وزير امور خارجه روسيه اضافه کرده است: «چنين رويکردی برای ما قابل قبول نيست و روسيه قصد ندارد چنين طرحی را مورد بررسی قرار دهد.»

به رغم اين که روسيه با تصويب چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران موافقت کرد، اما از آن زمان تاکنون با تشديد تحريم ها عليه جمهوری اسلامی مخالفت کرده است.

در همين حال، خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا گزارش داده است که علی باقری، معاون سياست خارجی و امور بين الملل شورای عالی امنيت ملی ايران، روز چهارشنبه  با سرگئی لاوروف، وزير امور خارجه روسيه در مسکو ديدار و در خصوص برنامه هسته ای ايران مذاکره و تبادل نظر کرده است.

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

اژه‌ای: فشار می آورند تا قوه قضائیه به پرونده متهمان اصلی اختلاس رسیدگی نکند

مسئول پیگیری پرونده اختلاس بزرگ بانکی بدون نام بردن از کسی گفت که "فضاسازی هایی صورت می گیرد و قوه قضائیه را تحت فشار قرار می دهند تا نتواند به متهمان اصلی رسیدگی کند."

غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل و سخنگوی قوه قضائیه ایران که به عنوان مسئول پیگیری پرونده معروف به اختلاس بزرگ بانکی ایران منصوب شده، در یک نشست خبری با ابراز "تاسف" گفت که "گاهی اوقات با طرح موضوعات حاشیه ای تلاش می شود صورت مسئله پاک شود و گاهی اوقات مسائل خارج از موضوع و خلاف واقع مطرح می شود که به نظر می رسد قصد این است که قوه قضائیه نتواند بدون تبعیض با مفسدان اصلی برخورد کند."
ماجرای اختلاس سه هزار میلیارد تومانی از شبکه بانکی ایران حدود دو و نیم ماه پیش در برخی رسانه های خبری داخلی انتشار یافت و با توجه به ابعاد بی سابقه این سوء استفاده مالی، گزارش های پراکنده و تایید نشده ای از ارتباط برخی مقامات ارشد جمهوری اسلامی با این ماجرا را به دنبال آورد.

کوتاه مدتی پس از آن، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، به رسانه ها دستور داد از پرداختن مستقل به این موضوع خودداری ورزند و پس از انتصاب آقای محسنی اژه ای به عنوان مسئول پیگیری این پرونده، او منبع اصلی خبررسانی در این مورد محسوب می شود.

آقای اژه ای گفت که تاکنون در این پرونده از یکصد نفر به عنوان متهم و مطلع تحقیق شده که ۸۲ نفر از آنها متهم هستند.

به گفته مسئول پیگیری پرونده اختلاس بانکی، از این تعداد ۴۸ نفر در بازداشت موقت بوده اند که تا ظهر امروز ۲۳ نفر همچنان در بازداشت موقت هستند و "بقیه با قرار مناسب آزاد شده اند."
بازداشت قائم مقام بانک مرکزی ایران

بازداشت حمید پورمحمدی قائم مقام بانک مرکزی به عنوان بالاترین مقام دولتی در رابطه با پرونده اختلاس بانکی با اعتراض محمود احمدی نژاد رئیس جمهور و محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی رو به رو شده است.

از آقای احمدی نژاد نقل شده که قائم مقام دستگیر شده بانک مرکزی بی گناه بوده و از وی خواسته شده که بگوید از رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور دستور گرفته است. رئیس جمهور همچنین گفته بود که چرا قائم مقام بانک مرکزی دستگیر شده ولی محمد جهرمی مدیر عامل پیشین بانک صادرات آزاد است.
اما آقای اژه ای تحت فشار گذاشتن قائم مقام بانک مرکزی از سوی قوه قضائیه را رد کرده و گفته که "اینها کذب محض است. قائم مقام بانک مرکزی به عنوان متهم بازداشت شد زیرا بیم تبانی وجود داشت. این حرفها حرف منطقی نیست، مگر می شود تحت فشار از مسئولی اقرار گرفت. این اقرار ارزش قانونی ندارد."

مسئول پیگیری پرونده اختلاس بانکی به طور غیر مستقیم این سئوال را از احمدی نژاد پرسیده که اگر قائم مقام بانک مرکزی "ملاقاتی ندارد" چگونه این خبر به رئیس جمهور رسیده که وی تحت فشار است که بگوید از چه کسی دستور می گرفته است.

دادستان کل ایران در عین حال در پاسخ به پرسش خبرنگاری که گفته بود که فردی به به نام "ع -ر" بازداشت شده از بستگان آقای مشایی است، تائید کرده که چنین فردی بازداشت شده اما گفته که نسبت خانوادگی او را با مشایی به خاطر ندارد.

با افشای اختلاس بانکی برخی منتقدان دولت از نقش داشتن "جریان انحرافی" در این پرونده سخن می گفتند. جریان انحرافی اصطلاحی است که منتقدان اصولگرای احمدی نژاد، برای اسفندیار رحیم مشایی و برخی دیگر از نزدیکان وی استفاده می کنند.

در ماجرای این اختلاس رسانه های اصولگرای منتقد دولت، "جریان انحرافی" با هدایت رئیس دفتر رئیس جمهوری و رئیس نهاد ریاست جمهوری را مسئول این اختلاس و بخشی از یک توطئه سیاسی معرفی کردند.

به گفته آنان، انگیزه "جریان انحرافی" از این اختلاس صرفا کسب پول نبوده بلکه درنظر داشته است از آن برای گسترش نفوذ و توان اقتصادی و مالی، و در نتیجه کسب مواضع قدرت سیاسی بهره برداری کند.
مدیران بانکی

در پی انتشار خبر اختلاس کلان در شبکه بانکی ایران، تغییراتی در سطح مدیران بانک های درگیر رخ داد.

محمودرضا خاوری، مدیرعامل برکنار شده بانک ملی چند روز پس از انتشار خبر اختلاس کلان بانکی، ظاهرا با اجازه دادستانی جمهوری اسلامی از کشور خارج شد و هنوز بازنگشته است.
آقای خاوری، همراه با مدیران عامل بانک های صادرات و سامان، از جمله مقامات ارشد شبکه بانکی بودند که در ارتباط با پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی ناگزیر به کناره گیری از سمت های خود شدند.

بعدها گزارش شد که محمودرضا خاوری، در مغایرت با قوانین جمهوری اسلامی، با وجود داشتن تابعیت دوگانه ایرانی و کانادایی به یکی از مشاغل عمده دولتی منصوب شده و ظاهرا پس از خروج از ایران، در موطن دوم خود سکونت گزیده است.

آقای اژه ای گفت که "پس از آنکه دستگاه قضایی از بازگشت خاوری ناامید شد، به دادستان تهران دستور داده شد که از طریق پلیس بین الملل اقدام لازم را انجام دهد."

مسئول پیگیری پرونده اختلاس بزرگ بانکی همچنین گفته که جهرمی، مدیر عامل سابق بانک صادرات نیز "در این پرونده متهم است و به صورت مکتوب چندین ساعت بازجویی شده و پرونده باز است و اگر اتهامات اثبات شود، کیفرخواست صادر می شود."

«رهبری تیمی از کارشناسان را مامور بازنگری قانون اساسی کرده است»

کمتر از یک ماه پس از اظهارات آیت‌الله  علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، درباره امکان تغییر  شیوه  انتخاب رئیس جمهور، یک عضو هیات رئیسه مجلس می‌گوید که رهبر جمهوری اسلامی از سال گذشته  گروهی را مامور بررسی قانون اساسی کرده و گفته‌های وی در این باره تصادفی نبوده است.
آیت‌الله خامنه‌ای در روز ۲۴ مهر ماه در سفر به استان کرمانشاه گفته بود: «گرچه در شرایط فعلی انتخاب رئیس‌جمهور با رای مستقیم مردم شیوه خوب و مؤثری است اما در آینده احتمالاً دور هیچ اشکالی در تغییر این ساز و کار به نظام پارلمانی وجود ندارد.»
پس از این اظهارات بود که گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای دراین مورد صورت گرفت  و برخی از چهره‌های شاخص نظیر  اکبرهاشمی رفسنجانی، مخالفت خود را با  آن اعلام کردند.
اکنون محمد دهقان، عضو هیات رئیسه مجلس تصریح کرده آیت‌الله خامنه‌ای سال گذشته گروهی را مامور بررسی تغییر قانون اساسی کرده و  این گروه  نتایج بررسی‌هایش را به رهبر جمهوری اسلامی تحویل داده است.
محمد دهقان در این باره گفت: «تا جایی که بنده اطلاع دارم، مدتی است که توسط کارشناسانی در زیرمجموعه دفتر مقام معظم رهبری در خصوص ایرادات قانون اساسی کار شده و مدتی است که این ایرادات قانون اساسی توسط همان کارشناسان مشخص شده است.»
این عضو هیات رئیسه مجلس تصریح کرد: «سال گذشته ده‌ها مورد از مواردی که باید مجدداً در قانون اساسی مورد بازبینی و بازنگری قرار گیرد، به دستور دفتر رهبر معظم انقلاب به تیمی تخصصی از کارشناسان و حقوق‌دانان ارائه شد که تعدادی از این موارد مورد رسیدگی قرار گرفته و گزارش نتیجه بررسی‌های این تیم به دفتر ایشان تقدیم شد.»
وی با رد تصادفی بودن  اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای درباره  تغییر شیوه مستقیم  انتخاب رئیس جمهور می‌افزاید: «اینکه رهبر انقلاب بیایند و یک پیشنهاد درباره تغییر ساختار نظام سیاسی کشور مطرح کنند، به نظرم این پیشنهاد هدفمند و مبتنی بر یکسری اطلاعات و مطالعاتی است و اینکه بگوییم رهبر انقلاب اتفاقی جمله‌ای را مطرح کردند، واقعاً این طور نیست بلکه پیشنهاد ایشان هدفمند و مبتنی بر اطلاعات، مطالعات و چند صد ساعت کار علمی بوده است.»
محمد دهقان همچنین می گوید، سال‌هاست که موضوع تغییر شیوه انتخاب رئیس جمهور «در خفا بیان می‌شود».
پیش از این علی لاریجانی، رئیس مجلس، در واکنش به کسانی که انتخاب غیر مستقیم رئیس جمهور را ضربه‌ای به «جمهوریت» نظام و  انباشت هرچه بیشتر قدرت در  شخص ولی‌ فقیه  دانسته بودند، گفته بود که «پیشنهادهای رهبری ضد دیکتاتوری است» و انتخاب رییس‌جمهور به وسیله مجلس به این معناست که مجلس کاملا رییس جمهور را تحت نظر می‌گیرد.
با این حال منتقدان می‌گویند مجلسی که نمایندگانش از فیلتر شورای نگهبان منتصب رهبر گذشته‌اند،  رئیس دولت منتخب این مجلس، هم هرچه بیشتر مطابق خواست رهبر خواهد بود.
در همین زمینه  اکبر هاشمی رفسنجانی به صراحت گفته است که «تضعیف بخش جمهوریت نظام خلاف قانون اساسی است و قدرت انتخاب مردم محدود و محصور می‌گردد .»
آیت‌الله خامنه‌ای در حالی برای تغییر قانون اساسی و  انتخاب غیر مستقیم  رئیس جمهوری ابراز تمایل کرده، که وی به تازگی هشدار داد که برگزاری انتخاباتی دیگر، نباید به چالشی امنیتی برای کشور تبدیل شود.
از سوی دیگر، محمود احمدی‌نژاد، که آیت‌الله خامنه‌ای در بحبوحه اعتراض‌های سال ۱۳۸۸ نظر خود را به او نزدیک‌تر اعلام کرد، نیز نتوانست نظرهای وی را جامه عمل بپوشاند.
رئیس دولتی که در اعتراض به انتصاب اجباری وزیر اطلاعاتش، در اقدامی بی‌سابقه، ۱۱ روز «خانه‌نشینی» کرد و  اطرافیانش هم از سوی حلقه آیت‌الله خامنه‌ای «جریان انحرافی» لقب گرفته‌اند.

۱۳۹۰ آبان ۱۳, جمعه

"سامانه پيام نماى رياست جمهورى "

***به سامانه پيام نماى رياست جمهورى خوش آمديد:
-جهت اختلاس عدد 1
-ديدن هاله نورعدد 2
-آموزش مديريت جهان عدد 3
-ثبت نام درتوراستانگردى عدد 4
... -ارتباط باامام زمان عدد 5
و جهت ملاقات حضوري باخداوندمتعال عدد 6
را شماره گيري فرماييد.
در غير اينصورت منتظر بمانيد تا به رحيم مشايى وصل شوید***